یک نصیحت بشنو از من کندر آن نبود غرض
ببین عزیز من…بنده بسی رنج بردم در این زندگی تجربه زنده کردم بدین زندگی(ردیف داشت)
اگر میخوای در زندگی موفق بشی دور چند چیز رو خط بکش: هنر-علوم انسانی… 16 سال تجربه و کلی تجربیات کسانی که واقعا زندگی کردند.هزار بار به بنبست خوردند و دور زدند-موفق شدهها رو دیدیم و موفق نشدهها رو…
زندگی شوخی نیست برادر من.شما خرپول و پول پاروکن نیستی که بخوای بری دنبال هنر و موزیسین بشی.جوونی نمیفهمی داری چی میگی.فکر که میکنی باید برنامهی 50-60 ساله باشه نه برنامهی 3 سال دیگه…
سطحی نگری رو باید کنار گذاشته بشه.هرچقدر که دلت میخواد با رویاهات زندگی کن…آقا جان اصلا تو بتهوون-تو کارل مارکس-تو نیچه…تو حافظ تو فردوسی…علوم طبیعی یک علوم نو پاست که در اروپا زمانی فقط مخصوص نجیبزادگان بوده.اما علوم انسانی قدمت تمدنی داره…این علوم نوپا به تو نیاز داره…
من هم اول خام بودم…اما باور کن به جایی میرسی که به این نتیجه میرسی که دوست داری از همهی کتابهای متعلق به علوم انسانی یک اسکن با کیفیت عالی بگیری و بعد همشون رو بسوزونی…به جایی میرسی که میبینی یک دنیا اشتباه کردی… مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.
پ.ن: راستي قراره بعد از 22 بهمن اتفاقات جالبي بيفته يك عقب نشيني خفن!!!! اينها اصلا چترنگباز(چاترانگا-شطرنج)هاي خوبي نيستند.اول بازي خونه گرفتند-با پياده جلو نيومدند-جلوي شاه رو باز نذاشتند-با وزير كار كردند-وزيرش مجبور به عقب نشيني شد!!!وقتي تو شطرنج همچين اتفاقي ميفته ديگه….(خودتون واردتريد)
پ.ن2:وااايييي معلممون از من كله خر تره.داشت خاطره تعريف ميكرد: يك بار در جادهي شمال بهمن ريخته بود جاده بسته شده بود پس از كلي رانندگي اعصابم داغون شده بود كه جاده بستست.به بچههام گفتم بچهها شما بمونيد تو ماشين اولين ماشيني كه اومد ميخوام باهاش دعوا كنم…در ماشين رو قفل كرد اولين ماشين كه اومد فحش رو كشيدم بهش رفتم از تو ماشين چوب دستي رو بيارم كه بزنمش ديدم داره بهم ميخنده…نگو آشنا بود ابروم رفت!!!!










