برگرفته از کتاب گلستان سعدی باب اول،دیدم بسیار خوش معنی هستش به همین دلیل اینجا گذاشتمش:
یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشم خانه همیگردید نظر میکرد سایر حکما از تأویل این فرو ماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت هنوز نگران است که ملکش با دگرانست.
بس نامور به زیر زمین دفن کردهاند کز هستیش به روی زمین بر نشان نماند
وان پیر لاشه را که سپردند زیر گل خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند
زنده است نام فرّخ نوشین روان به خیر گر چه بسی گذشت که نوشین روان نماند
خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر زان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماند
————-
سه محمــــود بر خــــاک ما تاختنـد **** به تخــــریب این ملـــک پرداختنــد
یکی بودی از غــــزنه مردی عجـــیب **** بدادی خـــــــداوند سخـــــن فریب
دگــر شخص محمـــود افغـــــان تبار **** که ســـر هـا برید از یمین و یسـار
ادامه مطلب…
پ.ن: محمود داریم،محمود حسابی و محمود داریم غزنوی و…














