درباره ي اولين پادشاه پارسي(كورش سوم:كبير) كه چگونه او ماد ها راشكست داد و ايران را يك پارچه كرد:اين مطالب چكيده ي به قدرت رسيدن اوست(اين مطلب را به كمك كتاب تاريخ ايران باستان نوشته ام):

شاه ماد(ايخ تو و يگو) روزي در خواب ميبيند كه دخترش ماندانا پسري زاييده كه تمام آسيا را فتح كرده.سپس شاه مغ ها را جمع ميكند و تعبير خواب را از آن ها ميپرسد.مغ ها ميگويند:بزودي دخترت پسري ميزايد كه كل آسيا را تسخير ميكند.شاه تصميم گرفت دختر خود را به كسي بدهد كه بعد ها قصد تغيان نداشته باشد.پس او را به حاكم پارس(كمبوجيه) ميدهد كه دست نشانده ي ماد ها بود.پس از چندي ماندانا پسري به دنيا ميآود.ولي آنها آن بچه را نميخواستند.از قرار معلوم زن چوپان سپاكو بچه اي زاييده بود كه وي مرد.و سپس آن بچه را به فرزندي قبول ميكند.زن اسم فرزند را (كورش)گذاشت.كورش در سن 12 سالگي با وزير زادگان همبازي بود.روزي بچه ها از تند خويي كورش عصباني ميشوند(كتك زدن اشراف زادگان در بازي شاه و دربار) و او را پيش شاه ميبرند.شاه از دلارت او ميفهمد كه او نوه اش است.و سپس كورش و مادرش را به پارس ميفرستند.كورش در شهر پارس به سواركاري و تير اندازي ميپردازد.در سنين جواني او قبايل پارس را با هم متحد ميكند.و بسياري از شهر هايي ماد ها را تسخير ميكنند.يك بار هم به شاه حمله ميند ولي شكست ميخورد.شاه براي از ميان برداشتن(كورش) فردي را به پيكار با كورش ميفرستد.ولي سرلشگر براي انتقام جويي از شاه(چون پسر سر لشگر را كشته بود) با كورش متحد ميشود. ايخ تو و يگو(شاه) هم مجبور ميشود خود به جنگ با كورش برود.آنها در نزديكي هاي پاسارگاد با هم جنگ ميكنند و نتيجه آن پيروزي كورش ميشود.و با پيروزي او اولين حكومت قدرتمند پارسي در ايران تاسيس ميشود.
پادشاه بابل درباره ي حكومت پارس چنين مينويسد:
»پادشاه ماد به جنگ با كورش رفت.ولي لشگر او فراري شدند.و ايخ تو و يگو تسليم كورش شد.پس از آن كورش به همدان رفت و طلا و نقره و ثروت هاي زيادي را از آن جا به (آنشان) برد.تسخير همدان در سال 550 قبل ميلاد مسيح اتفاق افتاد.يعني در سال 9 سلطنت كورش.








