اين مطالب رو از يك وبلاگ برداشتم.ببينيد چي نوشته بعد انتقاد كنيد.
سلام
امروز وقتی وبگردی میکردم به یک وبلاگ وردپرس برخوردم (لینک).توی این وبلاگ پستی با عنوان تعدادي عكس سه بعدي از پارسه دیدم.
هر وقت من این عکسها را می بینم به خاطر اینکه اون زمان ایران از هر کشوری بیشتر متمدن تر متدین تر و پرقدرت تر بود لذت میبرم.
عکسها را که مرور میکردم به عکسی برخوردم.همون تصویر معروف قبر کوروش.با تعجب دیدم برخی (متاسفانه جوون) جلوی مقبره سجده کردند.حتما شما هم تعجب کردید و افوس خوردید.
برخی اوقات افراط در بزرگ کردن بعضی مسائل برای مردم ما (که افرادی در این مردم خیلی دهن بین افراطی و دم دمی مزاج هستند) مشکلاتی پیش میاره.هرچند شاید مقصود از این بزرگ سازی افراطی همین هدف باشد.
به نظر من تنها این تصاویر بناها تخیل ها داستان ها همه و همه یک نکته به ما میگن.اون نکته هم اینه که : «انسان و آدمی چه خوب باشه چه بد چه فقیر چه دارا چه شاه چه بنده چه ایرانی چه عرب چه زرتشتی چه مسیحی چه مسلمان همه و همه مرگ را می چشند و تنها چیزهایی که از آنها باقی می ماند آثار افتخارات و یا در مقابل آثار ظلم های آنها است.»
حکومت های شاهنشاهی هر چه باشن حکومت طاغوتی بودند. تنها افتخاری که ما میتوانیم به آنها داشته باشیم همان چیزهاییست که اول پست گفتم.حکومتی که ولی خدا در راس آن نباشد هیچ ارزش معنوی ندارد.یعنی تا زمانی که حکومت شاهنشاهی نهایت عدالت در آن رعایت بشه (که نمیشه چون شاه در همه حکومت های گذشته ایران باید سرمایه دار و فاخر تر از همه باشه.) تنها و تنها در همان زمان ارزش دارد.یعنی زمانی که دسترسی به ولی خدا نیست.
از طرفی نشناختن خود و در نتیجه نشناختن خدای مهربان و عادل و بزرگ منشا چنین رفتارهاییست.
متاسفانه این گونه رفتارها تنها در قشر خاصی از جامعه ما وجود دارد.
در همین وبلاگ نوشته ای آورده شده بدین قرار :
«ضعف و انحطاط ساسانیان درست متقارن شده بود با قدرت گرفتن اعراب تازی و اتحاد و بالا رفتن خودباوری آنان. اعراب از زمانیکه اسلام را پذیرفتند مرتب اوقات خود را در جنگ و خونریزی سپری می کردند و عقیده شان این بود که آنها حق دارند بعنوان سفیران اسلام هر کسی را به اسلام دعوت کنند و اگر او اسلام را نپذیرفت او را بکشند و زن و فرزندان و تمام اموال او را به غنیمت شخصی بگیرند! توجه کنید که این رویه در قبل از اسلام به شکل دیگری اجرا می شد، چرا که اغلب اعراب حرفه راهزنی داشتند و از طریق سرقت کاروانها امورات خود را می گذراندند و به این شغل هم افتخار می کردند. حال پس از اسلام به طریق دیگری به سرقت و غارت اموال دیگران دست می زدند.»
در جایی دیگه آورده :
«پس از آنکه شوشتر بدست اعراب افتاد، ابوموسی اشعری و عمار یاسر دستور به قتل عام مردم بی دفاع دادند و دهها هزار نفر از مردم بی گناه شوشتر توسط اعراب به قتل رسیدند.»
در این مطالب اصلا به بی کفایتی یزدگرد سوم اشاره نکرده و همش از بی کفایتی مردمی گفته که در سپاه ایران جمع میشه.بدیهی است که مردم ایران به این خاطر به سپاه یزدگرد نمی آمدند چون از دست حکومت او خسته شده بودند و در انتظار رهایی بودند.شاید این نوشته ها راست باشند ولی از برخی فرماندهان سپاه اسلام این اعمال غیر ممکن است.عمار یاسر از صحابه پیامبر بوده.این مسئله قتل عام از نظر شما می تواند واقعیت داشته باشد؟
مردم ایران همیشه ظلم ستیز بودند.مردم ایران در هنگام خلافت خلیفه های ظاهری اسلام بر علیه آنان شورش کردن و بالاخره انها را از ایران دور کردند.این مطلب را در وبلاگ نوشته بود.اما ننوشته بود که مردم ایران باز هم نهضت اسلامیشان را حفظ کردند.مثلا شاه اسماعیل مذهب شیعی پایه حکومتش بود و در تمام جنگ هایش نشان رجز خوانی دینی و اسلامی بود.
آيا واقعا راسته؟واقعا حكومت شاهنشاهي هر چه باشد طاغوتي است؟اميد جان محمد رضا شاه رو با بقيه ي شاه ها اشتباه گرفته اند.درك نميكنند كه 2500 سال پيش با 30 سال پيش خيلي فرق ميكنه.آيا واقعا كسي طاغوتي باشه توي قرآن و تورات از اون به خوبي ياد ميشه يا بدي؟آيا واقعا كورش به مردم ظلم كردند يا خليفه هاي عرب؟آيا حرف هاي نژادپرستانه ما ميزديم يا اعراب؟ما بوديم ميگفتيم ايراني حق نداره اسب سوار بشه؟ما بوديم ميگفتيم ايراني حق نداره شمشير به كمر ببنده.؟يا اعراب؟من نميدانم اميد جان از چيه اين عربا خوشش اومده؟از صحراشون؟از قوم هاي وحشي اي كه از طرف صحرا به ايران تجاوز ميكردند.؟
خب مطالب جالبي بود.نظراتتون درباره ي اين ها چيه.؟يا به وبلاگ خودش بزنيد با به من كه من بهش بازتاب بدهم…..اوكي؟؟؟؟
لينك اين پست: http://www.peyambareomid.blogfa.com/post-879.aspx











