به تازگی که مدرسهها تمام شده راحت میتوانم به کارهای دیگر برسم.چیزی که فکر من رو خیلی به خودش مشغول کرده طرز تفکر انسانگرایی هست که میگه بدون هیچ تعصبی در مورد همه چیز تحقیق کن و به هیچ فلسفهی خاصی متوصل نشو.من دربارهی این ایدئولوژی چیزی نمیدونم ولی وقتی همچین چیزی رو خوندم به این باور رسیدم به قول علیرضا که قبلا سر یک موضوعی به من گفته بود که جهش فکری کردم باید بگم الان اون جهش رو کردم.
فکر میکنم به مرحلهی جدیدی رسیدم،مرحلهای که بدون وجود هیچ نوع تعصبی باید به پدیدهها دقت کرد و موشکافانهتر دربارهی آن ها تصمیم گرفت.روشنفکری همیشه شرط اول فکر کردن است.سری میزنیم به قرون وسطی.قرونی که تاریکی و بیسوادی در اروپا سایه افکنده بود و مردمانی که شاید جزء نمونهای از انسان های متمدن شناخته میشدند به انسانهایی احمق بدل شده بودند،در خیابانها به دنبال شیطان میگشتند و هرچیز عجیبی میدیدند او را تخریب به بهانه شیطان میکردند.
این قرون با همت روشنفکران زحمتکش به پایان رسید و وارد دورهی جدید از تاریخ خود شدند.به قرن ۲۱ در خاورمیانه برمیگردیم.به پارادوکسی برمیخوریم که تا به حال تاریخ بر خود ندیده.کشوری غنی از هر لحاظ.سرزمین ناز و نعمت.نفت،مهدن،کشاورزی،مکانی مناسب برای ساخت تمدن…سرزمینی که مردمان آن بسیار باهوش و بسیار احمق هستند.مردمی که شاید باهوشترین مردم جهان و جزء عقبمانده ترین مردم جهان اند.ضریب هوشی ایرانیان بسیار بالا است ولی از لحاظ سوادی بسیار پایین.
این موضوع را نه میتوان دورهی تاریک قرون وسطی دانست و نه میتوان کشوری متوسط و نه کشوری پیشرفته دانست.سرزمینی پر از معما…
یکی از مشکلات بزرگ کشور ما قاطی کردن پول و زندگی خوب است.بسیاری از مردم عقیده بر آن دارند که ایران بهترین کشور دنیاست چرا که پا دراز میکنیم و حقوق میگیریم.در شرکت کارمندان جوک میگویند و چایی میخوردند پول هم میگریند.اگر اینطور باشد که جهان غرب سرزمین فقر و فلاکت و عربستان بهشت است.چیزی که سعادت جاودانه در پی دارد مغز است.(نمیخوام پدربزرگ نصیحتگو بشم
) تا به حال فکر کرده اید چرا ایرانیان تا زمانی که در ایران هستند انسانی عادی ولی وقتی از کشور خارج میشوند شکوفا میشوند؟ پاسخش را با کمی فکر کردن به دست آوردم: شاید تا به حال داستان گالیله رو شنیده باشید که چگونه کشیش ها مردم رو شست و شوی مغزی میدادند و بخاطر نظریهی مرکزیت نداشتن زمین و گرد بودن آن نزدیک بود او را بکشند؟(آزادی اندیشه)
پینوشت۱: این نوشته زیاد کنایه دارد درک کنید.
پینوشت۲: حس میکنم تازه دارم پدیدهها رو درک میکنم.
پینوشت ۳: پست بعدی فکر میکنم نقلقول باشه.











ژوئن 29, 2009 در t 4:45 ب.ظ
چه طوری ؟ بنازم به این ” جهش ” ! داری کم کم رو دور میوفتی رفیق ، خوبه ، امیدوار شدم بهت .

—–
با اجازه ات دو مورد تصحیح کنم ، البته خودت استاد مایی ، ولی شاید خسته بودی از دستت در رفتند :
فکر نمیکنم منظورت واقعا ” انسانگرایی ” باشه ، انسانگرایی یعنی :
“انسانگرایی (اومانیسم) به انگلیسی: (Humanism) مکتبیست فکری که بر اساس آن انسان قادر به انجام هر کاری است و اصل و ریشه هر چیزی به انسان بر میگردد.
اومانیسم انسان را مالک همه هستی میداند و منشأ و غایت همه چیز معرفی میگردد.”
منظورم اینه که به جای اینکه بگی طرز تفکر انسانگرایانه یا اومانیستی ، بهتره بگی طرز تفکر دکارتیستی . چون دکارت پیشنهاد کرد برای کشف حقیقت باید همه فرضیات پیشین رو نادیده گرفت و در همه چی شک کرد .
مورد دوم روی این جمله هست : ” روشنفکری همیشه شرط اول فکر کردن است ” ، منطق به ما میگه هر روشنفکری ، فکر کننده هست اما هر فکر کننده ای روشنفکر نیست .
—–
با اون پاسخی که توی پرانتز دادی موافقم . اما این بدست نمیاد مگر اینکه بعضی ها دست از تعصباتشون بردارند . بدترین مشکل ما به نظر من ، دگماتیست های مذهبی هستند . اگر دگماتیسم از ایران برود ، راه برای مطلوبت هم بدست میاد . میگی نه ؟ تهوع آور ترین چیزی که میبینم همینه ، تو به این چی میگی وقتی بزرگترین دغدغه زندگی یه نفر این باشه که زاویه چادرش تغییر نکنه و فقط یه چشم و یه دماغ ( اونم برای تنفس وقتی نفسش بند میاد ) از دست گرگ ها که معلوم نیست از کجا دارن میاد ” مصون ” نباشه . این عقیده ، قابل احترامه ، هر نوع عقیده ای قابل احترامه ، اما وقتی بخوایی اونو به دیگران ” تحمیل ” کنی وضع فرق میکنه .
حالا باید سه ساعت بحث کنیم ولی من فقط یه خاطره بگم… دبیر دینی خواهرم ازشون خواسته بود که یه مقاله بنویسه چرا باید حجاب داشته باشیم و اینا و نقش حجاب در انقلاب الجزایر رو بنویس . رفتم اون روز دنبال خواهرم و سر صحبت رو با معلم دینیشون باز کردم ، منم که میشناسی و دنبال جر و بحثم و بهش یه طور گفتم مگه لولو میخوردشون ؟ اتفاقا نبود این اجبار خیلی بهتره و دیگه امثال ” … ” که نون کوفتیشون رو از این راه کثیف به دست میارن لازم نیست با چادر پوشیدنشون دین رو به گند بکشند . گفتش که نه اینم اصلاح میشه و اگه نزنه کفاره نمیدونم چی چی داره و امثالهم ! ولی از یکی از بچه های کلاسشون خیلی خوشم اومد ، حداقل یکی بینشون پیدا شد تاریخ خونده باشه . اومد به این یارو گفت که نقش حجاب به این دلیل بود که توی انقلاب الجزایر ، زیر چادراشون اسلحه و بمب حمل میکردن ! طرف کش آمده بود و ما هم خندان جیم شدیم !
بگذریم … در انواع خفیف تر میهنیشم داریم ، اگه یادت باشه قبلا تو همین وب خودت بود که میگفتم رومی ها ساختار حکومتی بهتری داشتند نسبت به هخامنشیان و دلایلی هم آورده بودم ، انصافا چند نفر ریختند روی من بدبخت ؟
——
زمانی که نوژن سیاسی نویس میشود ! چقدر طنزه !
——
آقا این ” شیطان ویلون نواز ” رو لینک نکردی هنوز ؟
ژوئن 29, 2009 در t 4:47 ب.ظ
چقدر مسخره ! الان نظرمو دیدم ، از پستت بیشتره !!!
ژوئن 30, 2009 در t 7:36 ق.ظ
در انسانگرایی اصلا خدا وجود نداره که بخوان تحقیق کنن یا نکنن رفیق !
ژوئن 30, 2009 در t 9:46 ق.ظ
واقعا سرشار از کنایه بوداز اونجا که همیشه تو ادبیات ضعیف بودم خیلی سخت متن رو درک کردم (-:
ژوئن 30, 2009 در t 1:38 ب.ظ
اگه از این رو بخوایی برخورد کنی ، درستته ، به قدرت انسان باور دارند : اومانیسم انسان را مالک همه هستی میداند و منشأ و غایت همه چیز معرفی میگردد.
اما حالا من هی بگم تو توجیه کن ! رفیق اینکه : ” میگه بدون هیچ تعصبی در مورد همه چیز تحقیق کن و به هیچ فلسفهی خاصی متوصل نشو ” توی اومانیسم مطرح نمیشه بلکه توی دکارتیسم مطرح میشه . ”
کتاب هم که زیاد هست در این زمینه ، البته نباید رفت کتابهایی که برای امثال … نوشته شدن رو بخونی . کتاب های درست و حسابی هم زیاد داریم . اگه بخوایی معرفی میکنم .
——-
چاکریم ، بلاخره تو هم بعد از یه مدت دوستهات قرن 21 ای میشن هر چند که منظورم … که متمدن متحجره نیست ! خوبه ، میخوایی آیدی جیتاکتو بدم بهش ؟
جولای 9, 2009 در t 3:14 ق.ظ
اقای علی رضا اگه یادت باشه در بحث این که گفتی رومی ها بهتر بودن از هخامنشیان (ساختار حکومتی) من شما رو قانع کردم و یا اگر هم قانع نشدی جواب محکمی ندادی دوم این که بعضی وقتها باید از حق درست دفاع کرد و این تعصب نیست من از حق دفاع کردم بدون تعصب.
و این که میدونی چرا ما نمیتونیم به عقیدمون شک کنیم مخصوصا ما مسلمانان؟چون ما رو ترسوندن که اگه یه وقت بگی فلان مورد رو قبول ندارم هم زندگیت در این دنیا خراب میشه هم در آخرت
یه در خواست دارم ازت اونم این که یه بخشی بزاری برای نظرات آزاد در مورد همه چی هرکی هر عقیدهای داره به طور خلاصه بنویسه بد اونوقت بیایم بدون تعصب در مورد عقیده های دیگران نظر بدیم.
راستی در مورد حجاب بحث شد.
میدونستید حجاب یک توهین به مردها هستش چون حق زنها به خاطر حیوان بودن مردها ضایع میشه البته حجاب اسلامی………………..
جولای 9, 2009 در t 1:12 ب.ظ
با تکه های آخر نظرت به شدت موافقم ، ای فرزند ایران و بی نام و نشان ؛ اما با تکه های اول نه ! من نخواستم در اینجا زیاد بحث کنم و اسم کسی را ببرم ، اما یکی از دلایلی که شما را ” متعصب ” ( حالا در هر زمینه ای که میخواهد باشد ) میدانم ، این است که شما خود را مدافع ” حق ” و ” حقیقت ” میدانید ، در صورتی هم که همگان میدانند ” حقیقت ” مسئله ایست ، نسبی ! اگر همگان خود را همچو شما میپنداشتند ، علم دنیا باید سراغ سابیدن کشکش میرفت !
اگر مایل باشید میتوانیم قدری شما را از بی نامی در آوریم و بحثی بکنیم .
آیدی یاهویی ، جی تاکی ، چیزی دارید ؟
جولای 9, 2009 در t 1:16 ب.ظ
والله نوژن خان تا حالا به کرج نیامدم ( جز یکی دو سه چهار بار و از بغل ، البته ! ) اما در دهات خودمان ( اهواز را میگویم ) از این کتاب ها فت و فراوان ریخته ، خواستی آدرست را بده چند تایی بفرستیم !
نگفتی چه میخواهی ؟
برادر من یعنی در اهواز هست و در کرج نیست ؟ خودشه اخوی !