یادش بخیر زمانی ما جوان بودیم و سرحال…حوصله داشتیم و خمیازه کشان نبودیم.
یادش گرامی باد زمانی که چه علاقهای به کارهایی از قبیل:برنامهنویسی و این جور چیزا داشتم زمانی یادمه میخواستم PHP و ASP یاد بگیرم که بیشتر از HTML پیشروی نکردم
یادش بخیر زمانی که با وبلاگهای دیگر کلکل میکردیم و دعوا و کش مکش.گاهی اوقات میگم کمی به وبلاگهای دیگر قشون کشی کنیم که بسی از جنگ لذت ببریم ولی افسوس نمیشه حوصلشو ندارم.(چه صحنه درام شد یه لحظه
)
یادش بخیر زمانی که عشق بازیهای کامپیوتری بودم.به تازگی هی میگم برم یه کاری بکنم آخرسرش هم میرم آهنگ گوش میکنم و همه چیز حتا بازی کامپیوتری هم از یادم میره.آخ تنبلی چیکارت کنم؟؟؟
خیر سرم امسال ۱۰۰ تا کتاب لیست کرده بودم بخونم ۱۰۰ تا دیگه هم اضافه شد، شد ۲۰۰ تا که باید بخونم.تابستون ۹۰ روزه که حدود ۱۷ روزش گذشته پس میمونه ۷۳ روز دیگه.به امید خدا پروژهی کتاب خونیمو میزارم ماه آخر یعنی در ۳۰ روز باید ۲۰۰ تا کتاب بخونم یعنی روزی ۵-۶ تا کتاب متوسط ۳۰۰-۴۰۰ صفحه ای و حداکثر ۲۰۰۰ صفحهای.
کسی اینجا کافئین داره؟؟










جولای 8, 2009 در t 6:28 ب.ظ
راستی كارنامه گرفتی؟؟؟؟؟؟
چی شد نمره هات؟
به اون چیزی كه میخواستی رسیدی؟؟؟؟
حالا تو چه رشته ای تصمیم گرفتی ادامه بدی؟
تو به كافئین نیاز نداری
«برنامه ریزی»نداری پسر خوب
باور كن با برنامه ریزی همه این كارها كه میگی رو میتونی انجام بدی
ببین من قراره ترم بعد 24 واحد سنگین وردارم
12تاشو دارم تو تابستون میخونم تااون موقع مشكل نداشته باشم
صبحا درس میخونم
بعداز ظهر ها میرم سركار
روزی 2 ساعت مطالعه میكنم
تازه همه كارهای خونه مثل آشپزی و … هم با منه
حالا از باشگاه و كلاس بگذریم
ولی باور كن به همه كارهام میرسم و حتی 1 صفحه هم از برنامه ریزی درسیم عقب نیفتادم
میدونی چرا؟
چون برنامه ریزی تو جونم افتاده
باور كن اگه برنامه ریزی كنی و روش رسیدگی كنی به همه كارهات میرسی
ضرر نداره امتحان كن
جولای 8, 2009 در t 8:25 ب.ظ
نتایج عجیب و خنده داری میشه از تیترت گرفت
جولای 8, 2009 در t 11:12 ب.ظ
همین ما هم پیر شدیم ! پس حتما ده سال دیگه میشه فسیل ، بیست سال دیگه میشی علی د … ، بگذریم ، سی سال دیگه چی میشی ؟