چند نقل‌قل از کتاب بوف کور

دیشب نگاهم به قفسه‌ی کتاب‌ها(نامک ها) افتاد که کتاب جالب بوف کور نسخه اصلیش چشمم رو گرفت خب گفتم نقل‌قول های جالبی داره فردا تو یک پست اون جالبا شو بنویسم:

تکه نیمه معروف:

افکار پوچ!باشد ولی از هر حقیقتی بیشتر مرا شکنجه میکند.آیا این مردمی که شبیه من هستند،که ظاهرا احتیاجات و هوا و هوس مرا دارند،برای گول زدن من نیستند؟ یک مشت سایه نیستند که فقط برای مسخره کردن و گول زدن من به وجود آمده اند؟

این هم به نظرم جالب اومد:

این دختر،نه این فرشته برای من سرچشمه‌ی تعجب و الهام ناگفتنی بود که حس پرستش را در من تولید کرد.

این به نظرم خیلی قشنگه و من این تیکش رو خیلی دوست دارم:

*حالا میخواهم سرتاسر زندگی خودم را مانند خوشه‌ی انگور در دستانم بفشارم و عصاره‌ی آن،نه،شراب آن را قطره قطره در گلوی خشک سایه ام مثل آب تربت بچکانم.

مفهوم جالبی دارد:

میدیدم که درد و رنج وجود دارد ولی خالی از هرگونه مفهوم معنی بود.در میان رجاله‌ها یک نژاد مجعول و ناشناس شده بودم،به طوری که فراموش کرده بودند که سابق بر این جزو دنیای آن ها بوده ام.

از این هم خیلی خوشم اومد:

*در این دنیای پست و پر از فقر و مسکنت،نخستین بار گمان کردم که در زندگی من یک شعاع آتفاب درخشید؛ اما افسوس،این شعاع آفتاب نبود،بلکه فقط یک پرتوی نور گذرنده،یک ستاره پر نور بود.

قطعه معروف:

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد.این درد ها را نمیشود به کسی اظهار کرد،چون عموما عادت دارند که این درد های باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمد های نادر و عجیب بشمارند.

این هم تفسیر جالبی دارد گل نیلوفر،رود،دختر سیاه‌پوش،مرد زیر درخت و… :

… پیر مردی قوز کرده،زیر درخت سروی نشسته بود و یک دختر جوان،نه یک فرشته‌ی آسمانی جلوی او ایستاده،خم شده بود و با دست راست،گل نیلوفر کبودی به او تعارف میکرد؛در حالی که پیرمرد ناخن انگشت سبابه‌ی دست چپش را میجوید…

در جای دیگر: … عمویم پیرمردی بود قوز کرده که شالمه‌ی هندی دور سرش بسته بود،عبای زرد و پاره ای روی دوشش بود و سر و رویش را با شال گردن پیچیده بود،… یک شباهت دور و مضحک با من داشت.مثل این که عکس من روی آینه‌ی دق افتاده باشد.

خیلی کتاب جالبیه هنوز که هنوزه برام تکراری نشده اگر با جنبه اید و خودکشی نمیکنید پس بخونیدش البته شک ندارم که ۶۰٪ شماها خوندیدش.

ارسال شده در نقل‌قول. برچسب‌ها: , , . 19 Comments »

19 نظر to “چند نقل‌قل از کتاب بوف کور”

  1. علیرضا Says:

    با وجودی که از ادبیات صادق خان خوشم نمیاد ، اما این کتاب جالب بود . کتاب ” زنده به گور ” رو هم گیر آوردی بخون . ” سگ ولگرد ” هم همینطور . کلا هر چی گیر اوردی ازش بخون ! من اون اوایل روزی ۳-۴ کتابشو میخوندم .
    فقط متوجه نشدم این ” جنبه ” و ” خودکشی ” چه ربطی داره به این کتاب .


    کتاباش زیاد هست باشه حتما!!!
    جنبه با خودکشی هم رابطه‌ی متقابل دارد :D یه دفعه دیدی جو گیر شدی زدی خودتو کشتی :D

  2. سلطان ..... کرج Says:

    az koja mishe fahmid ke khodkoshi mikone adam ya na


    سلام سلطان جان اول اینکه فارسی را پاس بدارید…
    میتونی امتحان کنی!!! :D

  3. مینا Says:

    خوب این قصه ی خودکشی و صادق هدایت و این مد جدید افسردگی و پوچ گرایی رابطه ی مسستقیم دارن با هم! باهات موافقم! فقط یه آدم جوگییر می تونه با خوندن هدایت خودکشی کنه! آخه می دونی که؟ خودکشی مده! ضضعیف بودن مد شده! نمی تونی؟ می خوای خیلی خوف تمومش کنی؟ خوب خودت رو بکش! D:


    آره…تازگیا خودکشی،پوچگرایی،شیطان پرستی،متالبازی و امثال این‌ها مد شده :D

  4. مینا Says:

    راستی نوژن؛ فیلم the patriot رو داری؟ اگه داری می تونی برای من بیاریش؟ خیلی دلم می خواد ببینمش! الآن هم که تو فیلم های مورد علاقه ات دیدمش؛ بیشتر مصمم شدم که ببینمش! موضوعش چطوریه؟
    من اصلا منبع فییلم ندارم!)):


    میشه گفت بازیش ضعیفه ولی در کل ماجرای فیلم و اینها جالبه…مربوط به استقلال آمریکا و این جفنگیات :D
    http://www.imdb.com/title/tt0187393/

  5. علیرضا Says:

    مینا خانم باهات مخالفم ، جوگیری اصلا ملاک خودکشی نیست . نمیخوام زیاد صحبت کنم ، همین الان یه چاقو اگر برداری و بگذاری روی گردنت و یه ذره فشار بدی ، دستت نمیلرزه ؟ هزار و یک جور فکر به سراغت نمیاد ؟ بعدش هم چاقو رو سریع دور میکنی ! شما که به اصطلاح ضعیف نیستی و قدرتمندی ، چرا اون قدر قدرت نداری که خودتو بکشی ؟ چون ضعیفیم ! من نمیگم خودکشی کار خوبیه ، ولی قدرت کمی نمیخواد . این قدرت بالا میخواد عقیده باشه و یا هر چیز دیگه ، باعث خودکشی میشه ، که من و شما نداریم ! پس بهتره نتوانستنمون رو با ضعیف بودن دیگران توجیه نکنیم !


    اتفاقا انسان‌های جان به کف زیاد هستند…نمونه میخوای؟؟ دو روز برو توی یک گروه متالباز :D

  6. علیرضا Says:

    دوست من اگر شما مسئله این کتاب و نویسنده اش با خودکشی که به نظر من دو مسئله کاملا جدا هستند رو بخوایی با گروههای متال مقایسه کنی که دیگه …
    هر چند متال هم داریم ، اون چیزی که توی فکر شما هست از متال ، مزخرف ترین نوع متال هست ! :D


    عزیز دل برادر من گفتم اگر جنبه داری!آها فهمیدم به خودت شک داری =))

  7. علیرضا Says:

    این تکه شک داشتن به خود توی جوابت کاملا بچگانه بود و نمیفهمم فقدان جنبه چگونه باعث ایجاد رابطه بین ” متال ” و ” بوف کور ” میشه .
    بگذریم …


    علیرضا این واقعا تویی؟؟ چقدر عخمو شدی!بابا شوخی کردم…

  8. mina Says:

    khodkoshi shojaat nemikhad, hemaghat mikhad, in do ro ba ham ghati nakonid! man age alan ke mikham khodamo bekosham dastam milarze be khatere ine ke aghlam sare jashe, inke dastet nalarze meyare shojaat nist! kasi ke khodkoshi mikone zaife va jorate moghabele ba zendegi ro nadare! hala har toram ke tojihesh kone! khodkoshi ke kari nadare! zendegi kardane ke vase uni ke khodkoshi mikone sakhte! age man alan kodamo bekosham shoja nistam, ahmagham!!!!!!

  9. علیرضا Says:

    ببینید ، من خودکشی رو تایید نمیکنم ، اما این استدلال شما بیشتر به توجیهاتی که برای خودکشی میارن شبیه هست ، شما دارید ضعف و کمبود شجاعتتون رو در احمق نبودنتون توجیه میکنید ، خود کش ها هم ضعف و کمبود شجاعتشون در رویایی با مشکلات زندگی رو در پوچی زندگی و امثالهم توجیه میکنند ، تا اینجای کار هیچ کدوم نه شما و نه خود کش ها هیچ استدلالی رو مطرح نمیکنند که طرف مقابل رو شکست بدند ، فقط دارند بیخودی مهره خودشون رو حرکت میدند و امیدوارند طرف توی حرکت بعدی اشتباه کنه تا بتونند کیش مات کنند طرف رو . هر چند که به نظر من توجیه پوچی زندگی و امثالهم بیشتر به عقل دیوانه ام نزدیکه و به همین دلیل ، ضعف شجاعتم رو با بی طرفی توجیه میکنم .

    ————–

    چاکریم نوژن خان ! رو هر چیزی که نباید شوخی کرد . ما کوچیکتر از اونی هستیم که بخواییم ” عخمو ” بشیم به شما .


    عزیز این حرف‌ها چیه! برادر به قربانت بره :D

  10. نگار Says:

    سلام!!!!!!!!!!!!!!راستی من خیلی کتاب خوندم رمانم زیادی خوندم.از کتاب های صادق هدایتم خوندم ولی کتاب بوف کور رو نخوندم.با این بزن بزنی که دوستات(ع وم) داشتن .البته اگه تو وساطتت نمی کردی دیگه دیگه………..تن نویسنده ی بدبختو تو گور لرزوندین!!!!!حالا……میگی بخونمش؟راستی نوژن رمان نوژنو خوندی یا نه؟چه کار خوبی کردی ……..نوشتمو گذاشتی اول بلاس دیتا.


    آره وگرنه گیس و گیس کشی میشد :D
    شوخی کردم!نه راستش هنوز نگرفتم آخه وقت نمیکنم ولی حتما میگیرمش…

  11. mina Says:

    Man yadam nemiad ba kasi dava karde basham, moshkel az internete ke vaghti harfi tush minevisi, ehsasatet ro haml nemikone va baese sue tafahom mishe… dar har surat age intor be nazar miad man mazerat mikham!
    alireza khan, chi ro estedlal konam? man fekr nemikonam mozui vase estedlal matrah shode bashe!!! man goftam inai ke efeye roshan fekri mian o edeaye puchie donya ro daran, ye mosht tarsu hastand ke nemikhan be arezuhashun amal konan, chon mitarsan bazi ro bebazan! estedlal????????????? nemifahmam kojash estedlal mikhad! fahmesham kari nadare, kafie ye kam bahashun harf bezani, khodet dastet miad majara!


    عذرخواهی برای چی؟
    بچه‌های خوب من با هم دوست باشید!یادته میگفتی داداشی چرا نیماد؟ایناها اینم داداش علیرضا…با هم بحث کنید ولی آبنبات‌های همدیگرو نگیرید!

  12. علیرضا Says:

    البته من زبانم موقع بحث کردن یه ذره تند تشریف دارند ، ( ن و ن ) دعوا فرضش میکنند .
    مینا جان پیشنهاد میکنم یه بار دیگه نظر من رو بخونی و بعد دیدگاهت رو با دقت بیشتر بنویسی ، فکر کنم اون موقع پاسخ بدم بهتر باشه ؛ اما اگر الان بخوام پاسخ بدم باید بگم که اولا شما قبلا استدلال کرده اید و اون هم ضعف خودکش ها بوده و موضوع واسه استدلال هم خودکشی هست . من شما رو نمیشناسم و از عقایدتون هم چیزی نمیدونم ، اما ” این مشت آدم ترسو که افه ی روشنفکری میان ” تنها گروهی نیستند که ادعای پوچی دنیا رو دارند ، مشت ها افراد ترسویی که افه روشنفکری نمیان و مشت ها افراد نترسی که افه ی روشنفکری میان و مشت ها افراد نترسی که افه ی روشنفکری نمیان و مشتها نترس و روشنفکر واقعی و مشتها ترسوی روشنفکر هم جزو این دسته هستند و البته تمام اینها هم جزو گروه مخالف هم . افراد به دو دسته کلی تقسیم میشوند ، افرادی قابلیت پذیرش اطلاعات کاملا جدید و تغییر اطلاعات فعلی را دارند و بلعکس ! بنابراین من نمیدونم بحث ما به جایی میرسه یا نه ، لازم نیست باهاشون صحبت کنیم ؛ چون تالار صحبت ما میتونه دیوونه خونه باشه ، چه بهتر که کتابهایی در این زمینه مطالعه کنیم …. اما میدونید چرا گفتم یه بار دیگه نظر من رو بخونید ؟ چون اصلا بحث ما سر این مسئله نبود و سر خودکشی بود !
    —–
    البته تاکید میکنم زبان من یه ذره تنده و قبلا معذرت میخوام .


    (جمله تکرار میشود:)
    عذرخواهی برای چی؟
    بچه‌های خوب من با هم دوست باشید!یادته میگفتی آبجی چرا نیماد؟ایناها اینم آبجی مینا…با هم بحث کنید ولی آبنبات‌های همدیگرو نگیرید!
    پی‌نوشت:از کلمه‌های آبجی،آق داداش،خان‌داداش و… بدم میاد ولی نمیشه دیگه باید استفاده کرد!

  13. mina Says:

    man nazareto daghigh khundam, gofti estedlalet zaife,goftam che estedlali? aslan farzie chie? ghazie chie? estedlal kodume?
    ravanshenasi ziadi anjam shode ru in adama, tebghe amare hamin ravanshenasa, 70 darsade in adama tu taghlide naghes mundan ke mishe hamun jav zadegi! sayereshun ham hich tasvire roshani az puch nabudan nadaran, ke yani faghat ghasdam farare, na chize dige i!!!!
    bebakhshid age englisi type mikonam, inja fonte farsi peida nemishe!!!! :( (

  14. satrap Says:

    خب فکر میکنم منظور همدیگرو بد فهمیدید. آقای علیرضا میگن که یک کتاب که ارزش هنری داره رو نمیشه با یک موضوعی که بهش “خودکشی” میگن قاطی کرد. ولی من خیلی با این موضوع موافق نیستم چون خب کتاب‌های زیادی هستند مثل:”قرآن” که خب اگر بخوایم یک دید کلی درش انجام بدیم میگیم ایشون فقط یک کتاب تشریف دارند :D
    ولی خب این کتاب چیزیه که در افکار میلیون‌ها نفر تاثیر گذاشته.گفتم “تاثیر”…
    انسان تحت تاثیر یک طرز فکر قرار میگیره.حالا میتونه اون طرز فکر هر چیزی باشه میتونه دین باشه که به قول پیروانش راه زندگی رو نشون میده و یا میتونه یک کتابی که ارزش هنری داشته باشه،باشه که افکار نویسنده روی خواننده تاثیر میزاره!
    پس به نظر من همون طور که یک شعر عاشقانه میتونه افکار آدمو هوایی کنه پس یک کتابی که درش درباره‌ی یاس و ناامیدی نوشته شده باشه هم میتونه آدم رو پوچگرا کنه!
    “عناصر زیبایی سخن در نوشته” عناصری که روی ذهن خواننده تاثیر میزاره و زیبایی رو به نوشته میده!
    نکته: این منما! نوژنم!

  15. mina Says:

    man nemidunam age alireza mikhast be in nokte eshare kone ya chize dige i! age manzuresh in bude kollan bahse motefaveti az nazare man bude! va khob man az koja mifahmidam??????????????
    dar har surat sadegh khan tu adabiat kheili gol kashtan va man be onvane ye adame adabiati dast buseshun hastam, sabke ishun fogholade khasse! amma moshkele jav giri adamaie ke hich ide i raje be hedayat nadaran, amma tahte tasire kotobesh uno rahbare khodeshun mikonanooooooooooooooooooooooo… tigho, rago, in harfa dige!!!


    این برداشتی بود که من از حرفاش کردم حالا باید صبر کنیم خودش برسه :)

  16. علیرضا Says:

    واقعا تعجبم میشه و به خودم میخندم من تا الان داشتم انرژی میگذاشتم سر مسئله ای که طرف مقابل به اشتباه داره پاسخ میده ! مینا خانم عزیز ، بحث ما سر این سه تا هست : ” خودکشی ” ، ” صادق هدایت ” و ” جنبه ” ، اینها مطلقا هیچ ربط منطقی به هم ندارند ! هر چند با اون نظری که قبلا بهتون گفتم درستش کنید بحث ما به بیراهه رفت و افتاد سر علت خودکشی خود کش ” خود کش ” ها . شما هم نه سر موضوعات اصلی و نه سر این موضوع فرعی پاسخی به من ندادید و فقط حرف خودتون رو تکرار کردید که منو یاد سبک دبیر دینی دبیرستان میندازه ! الان که موضوعات رو فهمیدید ، اگر مایلید که بحثی داشته باشیم که شما بتونید استدلال بیارید و بدونید که استدلال میارید ، میتونیم شروع کنیم ، وگرنه اینطوری بیشتر به رینگ کشتی شبیه هستش تا بحث ، همون رینگ کشتی هم از نظرم ، من مشت میزنم توی چشم شما و شما انگشت شصت پاتون درد میگیره ، و همچنین از نظر شما ، بلعکس ! اگر به همین ترتیب باشه بهتره خودمون رو خسته نکنیم .
    موافقید ؟


    اوکی پس ببحثید! :)

  17. mina Says:

    خوب! نه! صادق هدایت یه مبحث کاملا پیچیده است تو دنیای ادبیات! خیلی ها اعتقاد دارن که خودکشیش یه علت بیهوده دیدن دنیا اتفاق افتاده در صورتی که از تحلیل نوشته هاش به اینجا می رسیم که خیلی دلش می خواسته معتقد باشه که اراده اش بر سراسر زندگیش حکمفرماست و می تونه مرگش رو انتخاب کنه! خیلی ها اعتقاد داشتن که از افسردگی رنج می برده اما از نظر من از شیوه ی خودکشیش نه! اصلااز افسردگیش “رنج” نمی برده! گفتم از نظر من! یعنی این یکی سلیقه ی شخصیه! من اینطور فکر می کنم! به نظر من صادق هدایت خوانی منجر به خودکشی نمی شه تا زمانی که از بیماری روانی بهره مند نباشی! که فکر کنم منظور نوژن از جنبه اینه! اگر افسرده باشی می تونی همیشه خودکشی کنی! هیچ ربطی هم به صادق نداره! حتی می تونی افسرده نباشی و خودکشی کنی! بازم ربطی به صادق نداره!

    اما جنبه و خودکشی! خیلی از خودکشی ها مربوط به بی جنبگی هستن که ابعاد گسترده ای داره! اما همشون نه! و اصولا این خودکشی ها که مربوط به بی جنبگی هستن از نظر من! منظورم ی جنبگی تو پدیرش حقایق زندگی و انتخاب مرگ به عنوان راه حله!

    تنها در موردی مشکلی با خودکشی ندارم که بخوای اراده ی خودت رو به خودت اثبات کنی! که در اون صورت یعنی به هر چیزی که می خواستی تو زندگی رسیدی و حالا فقط می خوای بدونی در مورد مردنت هم اراده داری یا نه؟

    از نحوه ی مرگ هدایت هم کاملا معلومه که تا آخرین لحظه ها هم پشیمون نشد از مردن! به هر حال هدایت از بی جنبگی خودکشی نکرد! از این بابت مطمئنم! البته جنبه از ذهن من!

    پی نوشت:

    گفتم که! بحث منطقی باشه جواب میدم!


    صادق هدایت یک حالت روحی عجیبی پیدا کرد به طوری که طبق نوشته‌هاش زندگی رو بی‌ارزش میدید!!!فکر نمیکنم از لحن نوشته‌های ایشون،صادق نمیخواسته ثابت کنه که اینقدر قدرتش زیاده چون چندبار اقدام به خودکشی کرده بوده و ایشون اصلا دنیا ستیز بودند!به عنوان مثال میشه به این موضوع اشاره کرد که ایشون دوست نداشتند افکار شخصیشون رو به دیگران بگن و حتا این رو توی زندگیشم میشه فهمید که چندین بار آثار خودش رو (که هیچوقت به دست کسی نرسید) در جایی ریخت و سوزاند!
    چندین بار هم در نوشته‌هاشون درباره‌ی پوچی دنیا سخن گفته بودند و هزاران چیز دیگه!!!

  18. mina Says:

    puchie donya tu dide hedayat be in maana bud ke ensan nemitune vase hatta marge khodesham tasmim begire!!!! pas be che dardi mikhore???? are,, age ino dar nazar begiri hedayat puch gara bud…


    آره میشه گفت!!! :)

  19. علیرضا Says:

    مینا خانم ظاهرا ما داریم حرف هم رو میزدیم و خبر نداشتیم !! : ” به نظر من صادق هدایت خوانی منجر به خودکشی نمی شه تا زمانی که از بیماری روانی بهره مند نباشی! ” ، البته واقعا معتقد نیستم هدایت پوچگرا بوده .


    خب آخیش!


يك پاسخ برايش بگذاريد