سبزسبزم ریشه دارم


تاریخ چه چیزهایی دارد.سی سال پیش تظاهرات‌ها وقتی به خشونت کشیده شد در راه اسلام بود و یادآور کربلا.نمیدانم چطور در سی سال یکدفعه ارزش‌ها عوض شد و مردم یزید زمان و دیگران ارتش سفید شدند؟!
خیلی جالبه که در شبکه شش مردم را به صهیونیسم و بهاییت نسبت میدهند ولی سی سال پیش مردم با آگاهی کامل در برابر استکبار آمدند.چیز خاصی گفتم؟فقط سوال پرسیدم!

این همه هارتوپورتی که “ما تا آخرین قطره خون از فلان چیز دفاع میکنیم” چطور با دیدن چهره‌ی عصبانی مردم پا به فرار گذاشتند؟ مسلمان به این میگن؟آره!بی دین و ایمان‌ها در روز عاشورا داغ بودند و تصاویر نشان میدهد یک نفری به دل دشمن میرفتند.ولی با دین‌ها در روز عاشورا خونسرد بودند و فرار میکردند.آره!در یک روز فقط در تهران ۳۰۰ نفر از اعضای مجاهدین را دستگیر کردند.آره!مردم(فنته‌گران) همگی تفنگ داشتند و در خیابان به مردم شلیکمیکردند و مردم را همان فتنه‌گران(مردم) کشتند.
پمپاژ خبری اشتباه تا حدی میشه اما نمیدانستم شبکه‌های خبری هم اینقدر بی‌شرف تشریف دارند که به کل مردم تهران بگن اسرائیلی،بهایی! بهاییت رفت و تاریخ پیوست (مثل این کار میمونه که من به یک گروه بگم ارتش فنته‌گر اسنکند مقدونی سر از قبر درآورده!!!)

به خودتان دلداری میدهید؟ یعنی چه؟! ۸۰٪ مردم دست‌نشانده‌ی عوامل بیگانه هستند؟؟!!
خیلی جالبه که پیرپاتاله‌هایی که به جای امضا انگشت میزنند آن‌ها میفهمند ولی باسوادترین اقشار جامعه یا نمیفهمند یا دستشانده‌ی عوامل بیگانه همچون اسرائیل،آمریکا و انگلیس و خلاصه غربه؟
در تلویزیون این موضوعات را به دین مربوط میکنند.دقیقا یادم نمی‌آید ولی فکر میکنم حضرت محمد(ص) بود که میگفت: از هرچیزی که سوء استفاده میکنید ولی هیچ‌گاه از دین سوء استفاده نکنید.هیچ وقت با دین و مذهب برای رسیدن به خواسته‌هاتون استفاده نکیند.در عجبم که چه کسانی به مردم میگویند بی‌دین و ایمان و کافر. اگر از نظر آن‌ها دین‌داری فقط به نماز است که خب اما دین بیشتر با اخلاق و کردار انسان کار دارد.(مثلا دروغ نگیم.چیزی که به بچه‌های ۱ ساله یاد میدن!)
نمیدونم تا کی میخوان ادامه بدن؟ چندین و چند ساله که از کارتون سرندی‌پیتی بگیر تا سرامیک‌های کف خانه‌ها به عوامل بیگانه ربط داره!
درسته ربط داره!پس یعنی بعد از این همه مدت نتوانسته‌اند خواسته‌های مردم را پاسخگو باشند تا مردم گرایش به عوامل بیگانه پیدا نکنند؟
جوری درباره‌ی غرب حرف میزنید انگار مردم احمق هستند.از طرفی میگید «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» از طرفی میگید چون ما خنگیم میترسیم آمریکا سر ما رو کلاه بذاره بخاطر همین باهاشون ارتباط برقرار نمیکنیم.یعنی شما اینقدر خنگید که میترسید آمریکا گولتون بزنه؟! آخی…بمیرم براتون از مدرسه‌هایی استثنایی آوردنتون.

إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
«خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمیکند مگر آنکه آن قوم بخواهد»
مردم میخواهند پس میشود
از مردم حرکت از خدا برکت
کسی که در راه آزادی بمیرد شهید است

پی‌نوشت:زنگ شیمی پشت در ایستاده بودم جدول میکشیدم حواسم نبود،یکدفعه کلاس ساکت شد به دوستم گفتم:فکر کنم بچه‌ها بهش استخون یا پاچه دادن ساکت شده.یدفعه دیدم بالاسرم وایساده :D

ارسال شده در سیاسی. برچسب‌ها: , . ۱ دیدگاه »

علوم انسانی

علومِ انسانی به مطالعه درباره‌ی انسان و انتقاد و مطالعه درباره‌ی تفکرات در وضع انسان میپردازه*
ترس از علوم انسانی که راهِ فکر کردن رو برای آدم‌ها باز میزاره معمولا خیلی خطرناکه.آدم وقتی میخواد مردمش رو راضی نگه داره باید جیب و شکمشون خالی باشه.چندین ساله که راهی جدید برای راضی نگه داشتنِ مردم استفاده شده.اگر میخواهی مردمت راضی باشند مغز آنها را تهی نگه دار.
عوض کردن تاریخِ یک کشور به بهانه‌ی اینکه ممکنه بچه‌های راهنمایی اسمِ پادشاهانِ خبیث رو میشنوند شب خوابشون نبره.تاریخِ این کشور هیچ وقت پاک شدنی نیست.ترس از چی؟ ترس از اینکه شرایط و نوع حاکمیت در آن زمان را کسی نفهمد؟ ترس از اینکه کسی بفهمد سر ما را شیره میمالند؟ واقعا احمقانه است که کشوری با این تاریخ و فرهنگ غنی و اصیل اینقدر به تاریخ خود بی اهمیت باشد. کشورهایی مثل آمریکا که تمدن و شهرنشینی آنها به ۲۰۰ سال هم نمیکشد چنان تاریخ وحشیانه‌ی خود را در جهان مطرح میکند و به آن میبالند انگار تمدن مایا ارثِ پدریشون بوده. ولی کشوری با این همه قدمت و عظمت تاریخ خود را نادیده بگیرد و فقط به تاریخِ صدرِ اسلام و ابو فلان و فلون بپردازد،واقعا جای تاسف دارد.نمیدونم چرا وقتی درباره‌ی خون و خون‌ریزی در کربلا و جنایات یزید میشه بچه‌ها روحشون تحمل شنیدنِ کلمه‌ی “خون” رو دارند ولی نوبت به کشتار و راه‌انداختنِ جویِ خونی که اعراب در ایران راه انداختند میشه بچه‌های ایرانی روحشون لطیف میشه و مطرح کردن این موضوعات باعث میشه شبها خوابشون نبره؟
درباره‌ی فلسفه بگم.اتفاقن جلسه‌ی دوم مدرسه بود که با معلم این بحث مطرح شد.به طور اعصاب خرد کننده‌ای شخصی سوال کرد چرا ما باید از طرزِ فکرهایی که «غربی‌ها برای ما جهانِ سومی‌ها مطرح میکنند رو مطرح و از اونها استفاده کنیم؟» هم اعصابم ریخت به‌هم و هم خندم گرفت. جالبتر اینجا بود که ایشون تمام مکاتب سیاسی و هنری و فلسفی رو ریخته بود به هم.یه دفعه دیدم بحث ناسیونالیسم و نازیسم هم آورد وسط!
بسته نگه داشتن و مطرح نکردنِ یک موضوع و ایدئولوژی در واقع توهین به شعور انسان‌هاست یعنی گروهی سطح فکری خودشان را بالاتر از سطح فکری دیگران میدانند. نمیدانم کجای اسلام به بسته نگه داشتن و محدود کردن افکار تاکید داشت که امروزه چنین شده. هرجا من میرم میگن اسلام مردم رو به فکر کردن و مطالعه‌ی همه‌چیز فراخوانده. حدیث‌های زیادی در رابطه با علم و منطق آورده شده.واقعا گیج کنندست!
این از سطحِ علوم طبیعی(ریاضی،فیزیک‌و…) در دانشگاه‌ها که [مثلا]مهندسان** ما متلب(MATLAB) بلد نیستند!مهندسِ کامپیوتر دیدم که هیچ چیز نمیدونه!!! و این هم از علوم انسانی که سطحِ آن به شدت افتضاحه!تنها کتابِ درسی، که این کشور را زیر سوال برد «مطالعاتِ اجتماعی» سالِ اولِ دبیرستان بود. خدا مردم این کشور رو عاقبت بخیر کنه.
ـــــــــ
*این تعریفش بود،بنده هیچگونه مسئولیتی در رابطه با تعریفش ندارم…(اساتید محترم خواهشن گیر ندید)
**جوجه مهندسایی که اسمشون رو بپرسی میگن: «مهندس فلانی»

پ.ن: دیشب باز یه گله از دوستام رو دیدم میگفتند اخلاقت تو این چند ماه ۱۸۰درجه فرق کرده یکی دیگه هم که باهاش چت میکردم میگفت نوژن این واقعا تویی؟!! یک سوال: واقعا اخلاق من فرق کرده؟ پس چرا من چیزی احساس نمیکنم؟

ارسال شده در سیاسی. برچسب‌ها: , . 3 دیدگاه »

آتش زدن پرچم

امروز روز همبستگی مسلمانان جهان برای زدن مشتی محکم به دهان رژیم مفسد صهیونیستی.امروز مردم با به آتش کشیدن همه‌ی پرچم‌های کشورها خشم خودشون رو از همه‌ی کشورها نشون دادند.
اینجانب خودم هم از سیاست‌های کثیف آمریکا و امثال این کشورها خوشم نمیاد ولی به هیچ عنوان دلیل نمیشه پرچم یک کشور رو به آتش بکشیم و همش شعار مرگ بر فلانی سر بدیم.از شعار مرگ بر ضد…. بگیر تا مرگ بر آمریکا رو هیچکی حق نداره بگه! من والا نمیدونم این چه سنتی شده تا ما از هرکی بدمون بیاد سریع دست مشت میکنیم و فحاشی میکنیم!
حضور سبز همه رو به شدت تبریک میگم از جهاتی هم متاسفم برای اون افرادی که پرچم “انگلستان و آمریکا و امثال اینها” رو به آتش میکشیدند و به عالم و آدم فحش میدادند.پرچم هر کشور مال مردمشه.مردم انگلستان چه گناهی کردند؟؟!!
پرچم آمریکا نشان‌گر ۱۳ بار به خون کشیدن آمریکا و استقلال اون کشوره یعنی اون پرچم همون‌طور که ما پرچممون رو دوست داریم شرف داره و اونها هم پرچمشون رو دوست دارن!

ـــــــــــــــــــــ

یک‌ایرانی: اهل سمنانم-روزگارم بد نیست-چاه نفتی دارم-پول گازی-سر سوزن عقلی-[...]-اهل تهرانم-ازهمان روز که خوردم پپسی-توی میدان ولیعصر-شدم تهرانی-اهل تهرانم-پیشه ام حرافیست -[...]-من مسلمانم-برسرم هالهءنور-جانمازم پرچم-مهرم زور -[...]-حجرالاسود من-کلهء تاروسیاه اوباماست-اهل تهرانم-نسبم شاید برسد-به یه هندونه‌ی کالی در چین-نسب من شاید-به پسر عمه چاوز برسد[...](با پوزش از سهراب سپهری)

ارسال شده در سیاسی. برچسب‌ها: , . 10 دیدگاه »

دعای داریوش بزرگ

دعای داریوش بزرگ از این قرار بود:”خداوندا این کشور را از شر دشمنان،(((دروغ))) و خشکسالی در امان نگه بدار”

تا پارسال نمیدونستم اینها چه ربطی به هم داره!!! نگو شاهنشاه ایران تجربش بالاتر از این حرفا بوده…

پ.ن: راستی دوستانی که در سرویس‌های وطنی فعالیت میکنند…مواظب خود باشید طبق قوانین جدید حرفی بزنید میان دم در خونتون میبرنتون…یعنی اگر شب یه دفعه دیدید نور قرمز داره میچرخه نگید اومدن همسایه‌رو ببرنا…کلکای “تو بردار بگو خونه نیست” هم دیگه کاربرد نداره نیازی هم به حکم ورود به منزل نیست…خودتون داوطلبانه لباس به تن کرده و چندتا خوراکی(ترجیحا شکلات) در جیب خود گذاشته و رهسپار شوید…پس دو حالت داره یا قید این حرفا رو بزنید یا به سرویس‌های اجنبی مثل وردپرس و بلاگر(بلاگ‌اسپات) پناهنده شوید.زیاد دلتون رو هم خوش نکنید که گیرتون نمیارن…در هربار لاگین کردن آیپیتون سیو میشه و بعد از اون طریق نام،نام خانوادگی،نام پدر،شماره شناسنامه،محل زندگی، قد ، وزن، اموال و همه‌چیزتون رو پیدا میکنند.با هر هویتی هم که برید…از نام مستعار “باقالی” بگیر تا “برگ چغندر” هرچی بزارید پیداتون میکنن.خلاصه مدرنیستن دیگه… دیدن فـ.ی/لتـ./ر قدیمی شده گفتند تنوعی ایجاد کنیم :D

ارسال شده در تاریخی, سیاسی. برچسب‌ها: , . 20 دیدگاه »

ایران و آفریقا

viva!! آباد باشی ایران!!

viva!! آباد باشی ایران!!

امروز توی وبلاگ یکی از دوستان بودم که مطلب جالبی درباره‌ی قرداد همکاری کشور عزیزمان با کشوری که تا به حال نشنیده بودم به نام بورکینافاسو بود.هم خندم گرفت و هم ناراحت شدم.خندم گرفت برای اینکه:”چرا ماها فکر میکنیم کشورهای جهان فقط ۴تا کشور اروپایی آمریکایین؟؟؟؟
بله کشورهای دیگری هم وجود دارد((بوتان،زیمباوه،و…)) خیلی جالبه که در روز روشن ثروت رو از جیب اینجانب به جیب اونجانب منتقل میکنند.میرن برای کشور زیمباره کارخونه‌ی سمند میزنن بجای اینکه بگیم اقاجان به جای سرمایه‌گذاری تو اونجا بیا برای ما بخاطر رضای خدا یک کارخانه‌ی گل‌سر سازی حتا درست کن…ولی اینقدر جالبه که میان تو اخبار جلو روی خودمون این رو میگن و خبر رو جوری بازتاب میدهند که با خودمون بگیم:”ایول ایول عجب اقتداری”.. بنازم به این اقتدار
واقعا دارم شاخ درمیارم.هر چی فکر میکنم به این نتیجه نمیرسم که آیا واقعا مغزهای اقتصادی ما اینقدر ضعیف هستند که احساساتی عمل میکنند یا نه اصلا نداریم و یا نه مغز آنها ماوراءطبیعه هست که مغز ما به اونجاها ختم نمیشه!!
ولی باز هرچی فکر میکنم نمیفهمم کشوری که ۱۸٪ باسواد و ۱ دانشگاه دارد به چه درد ما میخورد؟ آیا میخواهیم کشورشان را آباد کنیم؟ قربان مغزهای نخبه‌ی کشورم برم…مردم دارن در بی‌برقی،بی‌آبی،بی‌پولی و هزاران مرض و درد دیگر زندگی میکنند حال ما میخواهیم کشور دیگری را آباد کنیم؟(آباد باشی ایران!) کسی نیست بگه عزیز من آمریکا با ما فرق داره…وقتی ایشون(ایالات متحده) میگه ما میخوایم اقتصاد دنیا رو نجات بدیم چون بودجه‌ی کشور گرامیشان عددی نجومی میباشد که نمیدانند این پول را چگونه خرج کنند؟؟
واقعا من تعجب میکنم این همه پول به روسیه زیرمیزی دادیم که اگر اتفاقی افتاد ایشون “وتو” کنند والا اگر این پول رو صرف اقتدار کشور میکردیم الان حق وتو رو در دست داشتیم!حال چی شد این همه پول؟آقای اوباما با سفرشون به روسیه تمام کاسه کوزه‌ی ایران رو به هم ریخت!بله….
——
پی‌نوشت: من واقعا هرچی فکر میکنم نمیفهمم واقعا هدف از این همه کارها چیست؟
پی‌نوشت۲: بله ثروت از جیب بنده!کیه که کار میکنه؟(مردم) نفت مال کیه؟(مردم)معادن مال کیه؟(مردم)محصولات کشاورزی مال کیه؟(مردم) جمهوری یعنی چی؟(مردم) مالک اینجا کیه؟(مردم)
پی‌نوشت۳:نتیجه‌گیری ای که از پست قبلی شد خب خیلی جالب نبود چون خیلی کم درش شرکت کرده بودند ولی آنطور که فهمیدم حداقل اکثر اطرافیان ضریب هوشیشون خیلی بالای خط فقره :D یعنی باهوشن . یک سوال: فقط ایرانیا اینجورین یا همه؟

روشنفکری،پیشرفت

freedom

به تازگی که مدرسه‌ها تمام شده راحت میتوانم به کارهای دیگر برسم.چیزی که فکر من رو خیلی به خودش مشغول کرده طرز تفکر انسانگرایی هست که میگه بدون هیچ تعصبی در مورد همه چیز تحقیق کن و به هیچ فلسفه‌ی خاصی متوصل نشو.من درباره‌ی این ایدئولوژی چیزی نمیدونم ولی وقتی همچین چیزی رو خوندم به این باور رسیدم به قول علیرضا که قبلا سر یک موضوعی به من گفته بود که جهش فکری کردم باید بگم الان اون جهش رو کردم.

فکر میکنم به مرحله‌ی جدیدی رسیدم،مرحله‌ای که بدون وجود هیچ نوع تعصبی باید به پدیده‌ها دقت کرد و موشکافانه‌تر درباره‌ی آن ها تصمیم گرفت.روشنفکری همیشه شرط اول فکر کردن است.سری میزنیم به قرون وسطی.قرونی که تاریکی و بی‌سوادی در اروپا سایه افکنده بود و مردمانی که شاید جزء نمونه‌ای از انسان های متمدن شناخته میشدند به انسان‌هایی احمق بدل شده بودند،در خیابان‌ها به دنبال شیطان میگشتند و هرچیز عجیبی میدیدند او را تخریب به بهانه شیطان میکردند.

این قرون با همت روشنفکران زحمت‌کش به پایان رسید و وارد دوره‌ی جدید از تاریخ خود شدند.به قرن ۲۱ در خاورمیانه برمیگردیم.به پارادوکسی برمیخوریم که تا به حال تاریخ بر خود ندیده.کشوری غنی از هر لحاظ.سرزمین ناز و نعمت.نفت،مهدن،کشاورزی،مکانی مناسب برای ساخت تمدن…سرزمینی که مردمان آن بسیار باهوش و بسیار احمق هستند.مردمی که شاید باهوشترین مردم جهان و جزء عقبمانده ترین مردم جهان اند.ضریب هوشی ایرانیان بسیار بالا است ولی از لحاظ سوادی بسیار پایین.

این موضوع را نه میتوان دوره‌ی تاریک قرون وسطی دانست و نه میتوان کشوری متوسط و نه کشوری پیشرفته دانست.سرزمینی پر از معما…

یکی از مشکلات بزرگ کشور ما قاطی کردن پول و زندگی خوب است.بسیاری از مردم عقیده بر آن دارند که ایران بهترین کشور دنیاست چرا که پا دراز میکنیم و حقوق میگیریم.در شرکت کارمندان جوک میگویند و چایی میخوردند پول هم میگریند.اگر اینطور باشد که جهان غرب سرزمین فقر و فلاکت و عربستان بهشت است.چیزی که سعادت جاودانه در پی دارد مغز است.(نمیخوام پدربزرگ نصیحت‌گو بشم :D ) تا به حال فکر کرده اید چرا ایرانیان تا زمانی که در ایران هستند انسانی عادی ولی وقتی از کشور خارج میشوند شکوفا میشوند؟ پاسخش را با کمی فکر کردن به دست آوردم: شاید تا به حال داستان گالیله رو شنیده باشید که چگونه کشیش ها مردم رو شست و شوی مغزی میدادند و بخاطر نظریه‌ی مرکزیت نداشتن زمین و گرد بودن آن نزدیک بود او را بکشند؟(آزادی اندیشه)

پی‌نوشت۱: این نوشته زیاد کنایه دارد درک کنید.
پی‌نوشت۲: حس میکنم تازه دارم پدیده‌ها رو درک میکنم.
پی‌نوشت ۳: پست بعدی فکر میکنم نقل‌قول باشه.

آمار شگفت انگیز

قبل از شروع حرف‌هام یک شبه داستانی بگم :D :

در یک روستایی که هیچ کس سواد نداشت کسی پیدا شد و ادعای با سوادی کرد،نامه هایی که به مردم میرسید را به او میدادند تا برایشان بخواند در صورتی که این‌ها را از خود در می‌آرود و پول میگرفت.روزی مرد باسوادی وارد روستا شد و ادعای با سوادی گفت.مرد که میترسید مردم دیگر برای خواندن نامه به سراغ وی نیایند به مردم گفت:”شاهد باشید که چه کسی بی سواد است؟”

مردم را جمع کرد و کلمه‌ای نوشت و به مرد با سواد داد تا آن را بخواند و آن هم آن را خواند.ولی گفت نه این اشتباه است! و همه‌ی مردم او را قبول کردند که او سواد ندارد.

حال که دیگر انتخابات تمام شد ولی نتایج آن خیلی جالب شده به دلیل اینکه از ساعت ۲-۳ صبح تا حالا به طور منظم آمار ها صعود میکند.به عنوان مثال اگر موسوی بشود ۴ میلیون آقای احمدی‌نژاد هم میشود ۸ میلیون.

من فکر میکنم این‌ها مثل تکثیر سلولی هست.ثبت احوال هم فکر میکنم کمک کرده.در ضمن امسال چون سال اصلاح الگوی‌مصرف است هم به دلیل استفاده‌ی کمتر از کاغذ،ستاد انتخاباتی رای های چهارسال پیش را درون صندوق ها ریخته اند.

واقعا این معجزه هست که در طول ۲ ساعت ۱۵ میلون رای رو شمردند ولی حال پس از گذشت ۷-۸ ساعت هنوز هیچ تغییری نکرده.

ایران سبز

میرحسین موسوی

موسوی

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد

راه دهید یار را آن مه ده چهار را

کز رخ نوربخش او نور نثار می‌رسد

چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان

عنبر و مشک می‌دمد سنجق یار می‌رسد

رونق باغ می‌رسد چشم و چراغ می‌رسد

غم به کناره می‌رود مه به کنار می‌رسد

تیر روانه می‌رود سوی نشانه می‌رود

ما چه نشسته‌ایم پس شه ز شکار می‌رسد

باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند

سبزه پیاده می‌رود غنچه سوار می‌رسد

خلوتیان آسمان تا چه شراب می‌خورند

روح خراب و مست شد عقل خمار می‌رسد

چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما

زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می‌رسد

حماسه ای دیگر در راه است!


میرحسین موسوی

انقلاب شکوهمند

این روز ها برای نسل اولی ها خاطره را زنده میکند.در همین روز ها بود که بوی فقر و ناامیدی ای که تمام کشور را پوشش داده بود در حال رفتن بود.
مردم با رهبری بزرگانی همچون خمینی دست کشور های دزد را از این کشور قطع کردند.

هر جور که فکر میکنم میبینم این انقلاب هر روز بهتر میشود.همین چند سال پیش بود برای پروژه ی برج میلاد میخواستند مهندسین فرانسوی بگیرند.همین چند وقت پیش بود که علمی برای ساخت نیروگاه هسته ای نداشتیم.کشور عقب بود.پس چند قرن خاموشی…دوباره چراغ های علم روشن شد.تا امروز پروژه های اسلویه که تمام مهندسان ایرانی آن را ساختند.

ما را تحریم کردند،به جرم استقلال..تحریم آن ها مایه ی پیشرفت ما شد.
در سرود “ای ایران” قسمتی داد که میگوید:”نور ایزدی همیشه رهنمای ماست” واقعا هم درست است.

30 سال پیش در ایران هیچ روستایی برق،آب آشامیدنی نداشت در صورتی که امروزه بیشتر مناطق ایران تحت پوشش است.در آن زمان نفت ایران را به قیمت خون مردم میفروختند اما چه شد؟ شمال تهران کاخ و آلونک های زیبا همینطور که پایین میرفتی شهر زشت و زشت تر میشد؛در شرکت نفت تمام خارجی ها کار میکردند و از سرمایه ی ملی مردم میخوردند.

در تاکسی مینشینم حرف های مزخرف مردم را میشنوم و میخندم.مثلا:در زمان شاه همه چیز بود.موز بود،انگور بود،آناناس بود.همه اش هم ارزان. :D

اگر کمی مغز پوکی را که فقط جلوی ماهواره نشسته و کانال ها “مـ.ـا هســتـ_یم” و “رنـ.گارنــ.گ” را نگاه میکند به کار بیندازد میبیند که الان هیچ جای دنیا میوه به ارزانی ایران نیست.
اگر بدانید این انقلاب چقدر ارزشمند بود این حرف ها را نمیزدیم.باید دوباره آدمی مثل محمدرضا بیاد تا بفهمیم بدبختی یعنی چه.(تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر)

ارسال شده در سیاسی. 15 دیدگاه »

بدبختی های کشورم

به تازگی مطلبی داده بودم به اسم “من یک نسل سومی بدبختم” .
حالا میخوام بگم چرا به تازگی شیفته ی زندگی اروپایی شدم.فکر میکنم من و افلاطون همدرد بودیم.اون آرزو داشت این ها در یونان به حقیقت بپیونده و من در ایران.
البته در حال حاضر فرهنگ یونانی ها بیشتر است.بگذارید به زمان هخامنشیان برگردیم.کشور،کشور قانون بود.هر ضربه ای به حیوانی وارد میشد باید همان ضربه به فرد وارد میکردند.مردم مثل الان سگ را نماد نجس بودن نمیدیدند.برای حیوانات ارزش قائل بودند.زنانی که باردار بودند میتوانستند مرخصی کاری بگیرند ولی در عین حال حقوقشان پرداخت میشد.حقوق کارگران داده میشد.هیچ کس حق بیگاری کشیدن از کسی را نداشت.
قانون اعدام به کلی برداشته شده بود.هیچ کشوری را به اجبار مطیع و جزء خاک کشور نمیکردند.هر شهری ناراضی بود میتوانست جدا شود.

ایران کشوری است که سال ها پیش چنین قانون های محکم و استواری داشته.کشور،کشور قانون و صلح بود.همه چیز از زمان قاجار شروع میشود زمانی که آغامحمد خان حاکم شد.جنگ با روسیه شروع شد.مردم ایران را بدون هیچ رحمی میکشتند.انگلیس هم آمد.انگلیس از جنوب،و روسیه از شمال.ما دست از پا خطا میکردیم ما را به رگبار میبستند.در ایران اول سرود روسیه خوانده میشد و بعد ایران.
پادشاهان احمق قاجار زمین ها را که گویی ارث پدرشان بود به روسیه میدادند و میبخشیدند.سطح سواد مردم نه تنها 1% هم پیشرفتی نکرد بلکه به سمت منفی هم رفت.و اعتقادات خرافی را قبول کردند،به طوری که ایرانیان از مصریان زمان سینوهه هم احمق تر شدند.به پادشاه میگفتند ما خاک ایران را میبریم به جایش زغال میدهیم،هیچ کس نگفت چرا انگلیس همچین کاری را میکند.فکر کردیم ما زرنگیم نگو چه احمق هایی بودیم.کشور به مرز نابودی کشیده شد.به طوری که انگلیس هرگاه اراده میکرد نیروهایش را در ایران مستقر میساخت.

دوره ی قاجار ها تمام شد و پهلوی آمد.پهلوی ها انسان هایی خوب و دلسوز بودند(البته تا حدی).با پول نفت توانستند کمی ایران را متحول کنند.دانشگاه،مدرسه تاسیس کردند
مردم ایران اینقدر احمق شده بودند و به خرافات پناه آورده بودند که میگفتند:”شاه چون میخواهد افکار ما را متحول کند دانشگاه تاسیس کرده”.
هنوز که هنوزه هم ارزش کارش را نفهمیدم(دانشگاهی که الان مرکز تحقیات ایران است).هنوز هم لطفی که نانوا ها را در تنور انداخت و سوزاند را نفهمیدیم.
رضا هنوز کارش تمام نشده بود که رفت.پسرش آمد.اوایل کاری بلد نبود.ولی انصافا با سواد بود.او هم راه پدرش را رفت ولی او هم نتوانست کاری زیادی از پیش ببرد ولی توانست مردم را از آن خرافه پرستی در بیاورد.

بعد از او امام خمینی آمد.با قدرتی چندبرابر.پای تمام کشوران را ز ایران برید.اوایل انقلاب خیلی خوب پیش میرفت که ناگهان عراقی ها،همان ملت عقده ای و نژادپرست عرب به خاک ما آمدند.همه چیز از دست در رفت.جمعیت،بهداشت،سواد،آبادی،و… امام رفت در حالی که نباید میرفت.و ملتی که در این جنگ همه چیز را از دست داده بودند رها کرد.
حضرت آیت الـ..خامنه ای آمد.اوایل هیچ کاری از دست دولت برنیامد.مردم در فقر و گرسنگی به سر بردند.ریاست جمهوری به دلیل نداشتن مدیریت کشور وارد بحران شد.مردم این دفعه بی فرهنگ شدند.هیج گاه کشور نتوانست درستش کند.

ساخت ساز های غیر مجاز،تنبلی ادارات و کارخانه ها،ضعیف شدن آموزش و پرورش.
کشور به مرز نابودی میرفت.به فکر راه حل افتادند.کمی وضع بهتر شد.تا به امروز.
کابوسی که مردم از آن میترسیدند به سراغشان آمد،حکومت سرمایه داری و قلدری.
یک نفر را میبینیم متری 4 میلیارد میدهد که در برج میلاد زمین بخرد و یکی دیگر همش در استرس است که چگونه اجاره ی خانه را که 15 متر هم به زور میشود را در بدترین جای شهر بپردازد.

قدرت دست بزرگان است.زندگی خوبی دارند.میتوانند اراده کنند به هر جای دنیا بروند.

ولی ما چی؟

عذاب میبرم از این که فقر شدید اجتماعی را میبینم.خانه ها،مغازاه ها،خیابان ها،پیاده رو ها(البته اگر خیابانی که در ایران پیاده رو داشته باشد)،همه ی این ها عذاب آور است.

ما الان زمان قاجار هستیم میگویید چرا؟
کلمه ی شیطان بزرگ،آتش کشیدن پرچم کشور،مرگ بر … . سیاست های دولت آمریکا برای بشر ضرر دارد.اما تا به حال فکر کردید که پرچم آن کشور را به آتش میکشیم یعنی توهین به مردم آمریکا؟اگر در اخبار ببینید پرچم ایران را به آتش میکشند شما چه میکنید؟

به کشوری لقب شیطان بزرگ را میدهیم.فکر کنید که اگر به ایرانیان این لقب را میدادند چه واکنشی نشان میدادید؟
وقتی با مردم صحبت میکنند انگار آمریکایی ها شیطان هستند.جوری با افکار مردم بازی شده که هرگاه چهره ی یک غربی را تصور میکنیم در یک لحظه تمام فحش ها یادمان میآید و چهره ی بد پیش چشم پیله میبندد.
کمی فکر کنید .آیا اگر اروپا تمامش فساد بود پس چرا رنسانس او جهان را متحول کرد؟چرا شیطان بزرگ 50% ثروت دنیا را دارد؟دزدیده؟یا واقعا از علمش به دست آورده؟
قبول دارم مخ های کشور ها را در خود جمع کرده.ولی همین به نظر شما کار کمی است؟راست میگویید شما هم در کشور های دیگر فرار مغز ها را به ایران زنده کنید.

اروپا همان کشوریست که در اثر فئودالیسم شبیه خوک داری بود ببینید چگونه آرزوی افلاطون را برآورده کردند.
دیگر از دیدن منظره ی شهر حالم بد میشود.ای کاش زمانی به دنیا می آمدم مثلا 20 سال دیگر که ایران درست شده بود.

از ما که گذشت…خوش به حال نسل چهارمی ها